سعید در تهران با ۸۰۰ میلیون تومان نقدینگی نشسته و نمودار سکه امامی را نگاه می‌کند که ماه‌هاست با حباب‌های ۱۵ تا ۳۰ درصدی بالاتر از ارزش طلای خالص معامله می‌شود. هم‌زمان، برادرش در استانبول زندگی می‌کند و برایش می‌فرستد که این‌جا سکه و شمش طلا را تقریباً نزدیک ارزش ذاتی، بر اساس انس جهانی و لیر، می‌تواند بخرد و در گاوصندوق بانک نگه دارد؛ بدون این‌که مثل ایران بابت «نام سکه» پول اضافه بدهد. حالا سعید بین دو پرسش گیر کرده است: «سکه پرحباب تهران که ریالی است، یا سکه و شمش بدون حبابی که دلاری و لیری قیمت می‌خورند؟» این دقیقاً همان دوگانه‌ای است که این مقاله باز می‌کند.

۱. سکه در ایران ۱۴۰۴؛ چرا تا ۳۰ درصد بالاتر از طلا معامله می‌شود؟
۱.۱. ماهیت حباب سکه در ایران
گزارش‌های تحلیلی درباره بازار ایران نشان می‌دهد در دوره‌های هجوم به طلا، سکه‌های بانک مرکزی (طرح جدید، طرح قدیم و انواع نیم و ربع سکه) تا حدود ۳۰ درصد بالاتر از ارزش ذاتی خود معامله شده‌اند.
به‌طور ساده:
ارزش ذاتی سکه = وزن طلای خالص × قیمت هر گرم طلای ۲۲ یا ۲۴ عیار.
قیمت بازار سکه = ارزش ذاتی + حباب (که ناشی از عرضه محدود، تقاضای هیجانی، ریال‌محوربودن و «برند بانک مرکزی» است).
در دوره‌هایی که ریال به‌شدت تحت فشار بوده و مردم به‌دنبال راه فرار از سقوط ارزش پول بوده‌اند، صف خرید سکه باعث شده این حباب‌ها مزمن شوند.
۱.۲. چرا ایرانی‌ها با وجود حباب، باز هم سکه می‌خرند؟
چند دلیل رفتاری و ساختاری:
سکه برای بسیاری «آسان‌ترین واحد سرمایه‌گذاری» است؛ وزن، عیار و برند مشخص دارد و سریع خرید و فروش می‌شود.
سکه سال‌ها در بازار ایران بازدهی بالایی (گاهی حتی بالاتر از دلار و مسکن) داشته و این گذشته، توقع ذهنی برای آینده ساخته است.
مردم عادی برای محاسبه ارزش ذاتی و حباب سکه ابزار و دانش کافی ندارند؛ «قیمت روی تابلوی صرافی و طلافروشی» را واقعیت مطلق می‌بینند.
نتیجه: در بسیاری از مقاطع، خریدار ایرانی حاضر است ۱۰ تا ۳۰ درصد بالاتر از ارزش طلای خالص پول بدهد تا «سکه رسمی» داشته باشد.

۲. سکه و شمش در ترکیه ۲۰۲۶؛ بازی با قوانین تازه و حباب کمتر
۲.۱
. بازار طلا و سکه ترکیه زیر قوانین جدید
ترکیه در ۲۰۲۶ با مقررات تازه‌ای بازار طلا را سفت‌تر کرده است:
محدودیت خرید نقدی، تمرکز بر تراکنش‌های قابل ردیابی.
سخت‌گیری روی واردات طلای قاچاق و ثبت رسمی شمش و سکه.
این قوانین باعث شده:
معاملات رسمی‌تر و قابل‌ردیابی‌تر شوند.
قیمت هر گرم طلای ۲۲ و ۲۴ عیار و سکه‌های استاندارد، بیشتر بر اساس انس جهانی، دلار و لیر تعیین شود تا بازی‌های سفته‌بازانه لحظه‌ای.
به‌طور معمول، سکه و شمش ترکیه:
نزدیک به ارزش ذاتی معامله می‌شود (حباب‌های سنگین شبیه ایران دیده نمی‌شود).
کارمزد و سود فروشنده در چند درصد خلاصه می‌شود، نه چند ده درصد.
۲.۲. تفاوت بنیادی: سکه ریالی با حباب، در برابر سکه/شمش دلاری–لیری
برای یک ایرانی، این تفاوت حیاتی است:
سکه ایرانی = دارایی ریال‌محور، با پتانسیل رشد ناشی از تورم و سقوط ریال، اما با حباب قیمتی بالا و ریسک سیاست‌های دستوری داخلی (مثلاً سررسید، طرح‌های جدید).
سکه/شمش ترکیه = دارایی دلاری–لیری، نزدیک به ارزش جهانی طلا، با حباب کم، اما تحت تأثیر قوانین و ریسک‌های ترکیه و نرخ لیر.

۳. این تفاوت‌ها چه فرصت و چه خطری برای یک ایرانی (داخل یا مقیم ترکیه) ایجاد می‌کند؟
۳.۱. فرصت‌ها

فرار از حباب ۲۰–۳۰ درصدی ایران
اگر بتوانی سکه یا شمش ترکیه‌ای نزدیک ارزش ذاتی بخری، در واقع از پرداخت حباب سنگین سکه ایرانی فرار کرده‌ای؛ هر رشد قیمتی بعدی بیشتر ناشی از رشد خود طلا و دلار خواهد بود، نه صرفاً داغ‌شدن حباب.
تنوع جغرافیایی دارایی
نگه‌داشتن بخشی از ثروت در قالب شمش/سکه در ترکیه، تو را از نظر جغرافیایی متنوع‌تر می‌کند؛ به‌خصوص اگر در ترکیه حساب بانکی یا صندوق امانات داری.
۳.۲. خطرها
ریسک نرخ لیر و قوانین ترکیه
لیر در سال‌های اخیر نوسان شدیدی داشته و سیاست‌های اقتصادی ترکیه گاهی غیرقابل‌پیش‌بینی بوده است؛ دارایی طلایی تو در ترکیه، در نهایت روی لیر و ساختار حقوقی آن کشور سوار است.
ریسک حمل و نقل و محدودیت‌های گمرکی
جابه‌جایی فیزیکی سکه و شمش بین ایران و ترکیه، مخصوصاً در حجم بالا، ریسک امنیتی و حقوقی دارد؛ قوانین هر دو کشور نسبت به خروج و ورود طلا حساس‌اند.
نقدشوندگی در ایران
سکه و شمش ضرب ترکیه در ایران مانند سکه بانک مرکزی شناخته نمی‌شود؛ موقع فروش در ایران ممکن است به‌عنوان طلای آب‌شده با حاشیه کمتر از سکه رسمی خریده شود.

۴. سه سناریوی محتمل؛ سکه تهران و سکه/شمش استانبول در هر کدام چه می‌شوند؟
برای تصمیم‌سازی، سه سناریوی ساده اما واقع‌گرایانه را بچینیم.
سناریو ۱: ادامه سقوط ریال، نوسان کنترل‌شده لیر
فرض:
ریال به سقوط خود ادامه می‌دهد، دلار در ایران بالاتر می‌رود.
لیر هم تضعیف می‌شود، اما با سیاست‌های کنترلی ترکیه، جهش‌های شارپی کمتری دارد.
نتیجه محتمل:
سکه ایرانی در واحد ریال رشد زیادی می‌کند؛ هم از ناحیه طلا، هم دلار، هم احتمالاً حفظ یا بزرگ‌تر شدن حباب.
سکه/شمش ترکیه هم در لیر رشد می‌کند، اما اگر ریال سریع‌تر از لیر سقوط کند، رشد ریالی دارایی داخل ایران می‌تواند بالاتر به نظر برسد.
در این سناریو، برای کسی که در ایران زندگی می‌کند و هزینه‌هایش ریالی است، داشتن سکه ایرانی (با وجود حباب) می‌تواند در کوتاه‌مدت و میان‌مدت دفاع بیشتری علیه ریال‌آب‌شدن بدهد؛ اما به قیمت پذیرش ریسک حباب.
سناریو ۲: شوک منفی روی بازار سکه ایران، در حالی‌که طلا و انس جهانی با شیب ملایم حرکت می‌کنند
فرض:
سیاست‌گذار ایرانی با عرضه گسترده‌تر سکه یا ابزارهای کنترلی، بخشی از حباب سکه را می‌ترکاند.
قیمت جهانی طلا و دلار رشد ملایم یا خنثی دارند.
نتیجه محتمل:
سکه ایرانی ممکن است حتی با وجود ثابت‌ماندن یا رشد خفیف طلا، به‌خاطر ریزش حباب ۱۰–۲۰ درصدی، افت مقطعی داشته باشد.
شمش/سکه ترکیه‌ای که نزدیک ارزش ذاتی خریده شده، کمتر از این شوک حبابی آسیب می‌بیند؛ بیشتر فقط با طلا بالا و پایین می‌شود.
در این سناریو، داشتن سکه پرحباب ایرانی نسبت به شمش/سکه نزدیک‌به‌ذاتی ترکیه‌ای پرریسک‌تر است.
سناریو ۳: گره‌خوردن اقتصاد ترکیه به بحران ارزی شدید
فرض:
شوک سیاسی/اقتصادی جدید، لیر را با سقوط بزرگ‌تر روبه‌رو می‌کند و دولت ترکیه محدودیت شدیدی بر جابه‌جایی و معامله طلا اعمال می‌کند.
نتیجه محتمل:
قیمت طلای داخلی در ترکیه جهش می‌گیرد، اما نقدکردن یا خروج آن برای خارجی‌ها سخت‌تر می‌شود.
ایرانی مقیم ترکیه اگر به لیر خرج می‌کند، ممکن است از رشد قیمت داخلی طلا سود ببرد؛ اما اگر بخواهد طلا را به کشور دیگری منتقل یا به ارز دیگر تبدیل کند، با محدودیت روبه‌رو می‌شود.
در این حالت، سکه ایرانی (با همه ایرادها) از نظر دسترسی و آشنایی حقوقی برای کسی که در ایران می‌ماند، قابل‌پیش‌بینی‌تر است.

۵. تصمیم‌سازی عملی: اگر جای یک ایرانی بین تهران و استانبول بودیم، چه می‌کردیم؟
۵.۱. اگر ساکن ایران هستی و فقط گاهی به ترکیه سفر می‌کنی
اگر هدفت صرفاً حفظ ارزش ریالی است و دسترسی دائم به ترکیه یا حساب بانکی و صندوق آن‌جا نداری، ستون اصلی طلایی تو احتمالاً باید در داخل ایران باشد (سکه کم‌حباب‌تر یا طلای ۱۸ عیار، نه الزاماً سکه با حباب سنگین).
اگر در سفر ترکیه با قیمت‌های منصفانه شمش/سکه مواجه شدی، می‌توانی بخشی از سرمایه را تنوع بدهی، اما روی این دارایی به‌عنوان ابزار نقدشوندگی سریع در بحران ایران حساب نکن.
۵.۲. اگر مقیم ترکیه هستی یا برای اقامت/سرمایه‌گذاری آن‌جا برنامه داری
برای کسی که در ترکیه زندگی می‌کند، نگه‌داشتن بخش قابل‌توجهی از پس‌انداز در قالب شمش و سکه ترکیه‌ای، حفاظت طبیعی در برابر افت لیر است.
سکه ایرانی برای تو بیشتر یک دارایی نوستالژیک/بازگشت‌محور است؛ اگر احتمال بازگشت به ایران را در چند سال آینده بالا می‌بینی، داشتن بخشی از سبد در سکه ایرانی (انبارشده در ایران) می‌تواند منطقی باشد.
۵.۳. قاعده کلی برای مدیریت حباب
در ایران:
وقتی حباب سکه بالاست (مثلاً بالای ۱۵–۲۰ درصد)، اگر تازه‌واردی، ورود با حجم بالا پرریسک است؛ طلا و سکه‌های کم‌حباب‌تر منطق بیشتری دارد.
در ترکیه:
اگر سکه/شمش را نزدیک قیمت طلای خالص می‌خری، ریسک حباب کمتر است؛ اما باید ریسک لیر و قوانین را بپذیری.

۶. سوال‌هایی که یک ایرانی واقعاً در مورد سکه ایران و ترکیه دارد
۱. آیا واقعاً سکه در ترکیه «بدون حباب» است؟
معمولاً حباب سکه و شمش استاندارد در ترکیه بسیار کمتر از ایران است؛ اما صفر نیست، چون همیشه کارمزد و سود فروشنده وجود دارد. تفاوت این است که حباب‌های ۲۰–۳۰ درصدی مثل بازار ایران، معمولاً در سکه ترکیه‌ای دیده نمی‌شود.
۲. اگر در ترکیه سکه/شمش بخرم و به ایران بیاورم، موقع فروش ضرر می‌کنم؟
در ایران، طلافروش‌ها معمولاً سکه/شمش ترکیه‌ای را براساس وزن و عیار و مانند طلای آب‌شده قیمت‌گذاری می‌کنند، نه مثل سکه بانک مرکزی. اگر در ترکیه خیلی نزدیک به ارزش ذاتی خریده باشی، ممکن است ضرر حبابی ندهی؛ اما نباید انتظار داشته باشی در ایران بابت «نام و طرح» سکه ترکیه‌ای پول اضافه بگیری.
۳. آیا منطقی است سکه‌های ایرانی‌ام را بفروشم و در ترکیه شمش بخرم؟
اگر در ایران زندگی می‌کنی و به سکه ایرانی به‌عنوان سپر تورمی ریالی نیاز داری، تبدیل کل سبد به دارایی خارج از کشور منطقی نیست. اما اگر حباب سکه بسیار بالاست، بخشی از تبدیل به طلای کم‌حباب‌تر (چه در ایران، چه در ترکیه) می‌تواند ریسک حباب را کم کند؛ به شرطی که ریسک‌های جابه‌جایی و حقوقی را بدانی.
۴. برای ایرانی مقیم ترکیه، سکه و شمش بهتر است یا طلای ۲۲ عیار ویترینی؟
از نظر سرمایه‌گذاری، شمش و سکه با کارمزد کمتر و نقدشوندگی ساده‌تر، انتخاب منطقی‌ترند. طلاهای ویترینی ۲۲ عیار برای مصرف/لذت هستند و هنگام فروش، بخش بزرگی از اجرت طراحی‌شان به تو برنمی‌گردد.
۵. آیا امکان بلوکه شدن یا محدود شدن خرید و فروش طلا در ترکیه برای خارجی‌ها وجود دارد؟
ترکیه قبلاً نشان داده که می‌تواند برای کنترل بازار ارز و طلا، مقررات تازه وضع کند و نظارت را شدیدتر کند. فعلاً مالکیت طلا برای خارجی‌ها مجاز است، اما در سناریوهای شدید بحران، سخت‌ترشدن دسترسی یا محدودیت‌های جدید دور از ذهن نیست؛ باید این ریسک را هم در نظر گرفت.

جمع‌بندی تصمیم‌ساز؛ سکه تهران، سکه استانبول، یا ترکیب هر دو؟
سکه ایرانی به‌دلیل حباب، مثل ماشینی است که از اول با ۳۰ درصد بالاتر از قیمت کارخانه می‌خری؛ می‌تواند مدتی تندتر بدود، اما اگر بازار برگردد، همین حباب اولین جایی است که می‌ترکد.
سکه و شمش ترکیه‌ای نزدیک‌تر به ارزش طلای جهانی‌اند، اما سوار بر لیر و قوانین ترکیه؛ پناهگاه مطلق نیستند، بلکه بخشی از یک سبد بین‌المللی می‌توانند باشند.
اگر بخواهی تصمیمی عملی بگیری:
اگر در ایران زندگی می‌کنی، هسته اصلی پوشش تورمی‌ات باید در داخل و با کمترین حباب ممکن باشد (سکه کم‌حباب یا طلای ۱۸ عیار)، و فقط بخشی از سبد را به دارایی‌های ترکیه‌ای اختصاص بدهی.
اگر در ترکیه مقیم هستی، شمش و سکه ترکیه‌ای را به‌عنوان سپر در برابر لیر نگه دار، و در کنار آن، به میزان احتمال بازگشتت به ایران، بخشی از سبد را به سکه/طلا در ایران اختصاص بده.
در هر دو حالت، به‌جای پرسیدن «کدام کشور بهتر است؟»، بهتر است بپرسی: «با توجه به زندگی و ریسک‌پذیری من، چه ترکیبی از سکه تهران و سکه/شمش استانبول، منطقی‌تر است؟» همین تغییر سوال، مسیر تصمیم‌گیری‌ات را واقع‌گرایانه‌تر می‌کند.